خرید بک لینک
دیدم زمین دنیای ماتم شددیدم که ساعت از زمان جا مانددیدم که ساحل یاد دریا کرددر حسرت دیروز فردا ماند***خالق چرا قصد فنا کردهانگار میل جنگ و خون داردحالش بدست و مرگ می خواهدآن مرد زنجیری جنون دارد***حال بدم امروز تب کردهپاشویه می خواهد از این دنیاهذیان افکارم تبسم کردعاشق شدم امروز نه فردا***من یک کتاب تازه از بوچیدروازه های جان من پیداستدر پشت باروهای غمگینمیک چوب دار تا ابد زیباست***تکرارها بوی علف داردمثل صدای یک حباب سرخیادم نمی آید ، کجا خواندم؟شاید میان یک کتاب سرخ***آگاهی خالق چه نمناک استیادش نمی آید کجا بودهتنها قصاوت یادگارش بوداز ابتدا سمت خطا بوده***پیغمبری از حنس ایوبمپاسخ به من را خوب گم کردیخارج شو از راه خطا دیگرحالا زمانش هست برگردی#طاهر_ابرقوئیآبان 1402 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1402 ساعت: 0:11

چشمانت همرنگ بلندترین شب سال شده
با سایه ای دوری رنگ
خط چشمت بریده بریده
سبقت آزاد
رژ گونه ات بزنز مسابقات تیراندازی به قلب مرا مال خود کرده
ابروهایت را هم که روشن کرده ای .
خط لبهایت بی انتها
هر چی میروم نمیرسم
اینهمه آرایش با اینکه میدانی من زشت اورجینال میپسندم
خرگوشی موهایت را آرام به گوشت بچسبان
میشنوی؟ دوستت دارم

سپید میسرایم در سیاه ترین شبهای دوری

برچسب: نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 14:51

می گویند عشق می ماند
یا عشق ها عشق نیستند یا باز هم رنگ پر رنگ دروغ
آن که میگفت دوستت دارم دروغ میگفت؟
نمیدانم بزرگ و معروف
خرگوشی موهایت هم دروغ میگفت؟

چشمانت هم؟

گفتی خوشحالی با دیگری و چه بی رحم گفتی از طعم لبهایش

میدانم برمیگردی روزی ولی نمیدانم ...

برچسب: نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 18:04

تا عشق مرده را به درک راهیش کنم
این قلب خسته را به دعا کاریش کنم
با خنده های او دلم انگار پر ز شور
آماده میشدم که وفاداریش کنم
با گریه های او دلم از غصه می گسست
می خواستم بمانم و یاریش کنم
او رفته و دل سنگش چه سرد سرد
با دیگری چه زود گرم ، من زاریش کنم؟
بی بود او دل مستم چه بی رمق
من را رسد چه خیر عزاداریش کنم ؟
اما چه سود اصل نبود آنچه می نمود
مهری نمانده در رگم جارییش کنم
گفتی تو را برای خودم می خواهم و بمان
من ماندم و تو رفته ای ، نگهداریش کنم؟

برچسب: نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 18:04

جان جانان دوستت دارم به ابعاد جهان

تو تمام عالمی در چشم من ای نازنین

گرچه دورم از تو و دل تنگ دیدار تو ام

تا قیامت منتظر هستم بیایی بهترین

یاد آغوش تو و آن بوسه های لعنتی

یاد گرمای نگاهت ، یاد عشق آتیش

چشمهای ناز تو آرامش جان من است

عشق یعنی روی ماهت ،اولینی آخرین

طاهر ابرقویی _ شب بو

برچسب: نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1396 ساعت: 4:51

Taher:
وقتی دوباره صدایت را شنیدم انگار زبانم از سخن ایستاده بود
نمی دانم از شادی شنیدن صدایت بود یا از غمدوری ، چندین بار بغض کردم ، بغض کردی
۴۰ روزی که ۴۰ سال گذشت
تنها امیدم اینست که میگویند شبیه ایوبی
حافظ هم گفت صبر کن
تو هم گفتی صبر کن
قلبم سنگین شده اما از پنهان کردن رازت
۶ ماه گذشته که راز من شدی
دل تنگ موهای بافته و نازت شده ام
برایم بخندی آخم کنی ، قهر کنی و امان از آشتی کردنت
دوست داشتن را عشق را با تو شناختم جان جانان

برچسب: میکنم,بیایی, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 14:02


وقتی آن چشمان تو بر چشم من زل میزدو
قلب من از عاشقی تا قلب تو پل میزدو
مینویسم منتظر هستم بیایی تو بخوان
سازم از دوری برایت بی تحمل میزدو

برچسب: نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 14:02

سلام

داشتم دنباله شعر مادر میگشتم یهو پست تولد وبلاگو دیدیم

به پست اول نگاه کردم دیدیم 10 اردیبهشت 1389

وبلاگ گلم تولدت مبارک

خیلی ها رفته بودن و خیلی ها هم رفتن ولی

تو بودی

مرسی از بودنت ، مرسی از تم سیاهت

دوست دارم

برچسب: نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 5:56

" آری

آغاز دوست داشتن است "

و دوست داشتن چه زیباست

حتی با اینکه می دانیم عاقبت " پرنده مردنیست "

پرنده ها می میرند

ولی

پرواز نه

عاشق می شوی ، متنفر خواهی شد

دوست داری ، بدت خواهد آمد

ولی

عشق است که خواهد ماند

و

" ثبت است بر جریده عالم دوام ما "


برچسب: نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 5:56

عاقبت قلبم گرفتار ِ نسیم ِ عشق شد از تو می خواهم که تا آخر کنارم سر کنی هیچ کس مانند من شیدا و درگیر تو نیست از تو می خواهم حدیث ِ عشق را باور کنیگفتی عشق و عاشقی ارزش ندارد، زین سبب از تو می خواهم که با من عاشقی از سرکنی از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 5:56

سرخ است رنگ عشق تو ، سبز است عشق من

من عاشق حرارتم ، يك جنگ تن به تن

تو لحظه اي نگاه مي كني ام مثال ماه

دل مي بري به ناكجا يك لحظه بي سخن

شريان اين حرارت و گرما درون توست

آتشفشان گونه ات چون لاله در چمن

فرمانده سپاه تو ،چشمان ناز و مست

شهلا شدست در طرب سوداي اهرمن

دستم بگير، هستي شب بو فداي تو

آواره ام ز ناز تو اي شهزاده ي وطن

برچسب: نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 5:56

جان جانان دوستت دارم به ابعاد جهان

تو تمام عالمی در چشم من ای نازنین

گرچه دورم از تو و دل تنگ دیدار تو ام

تا قیامت منتظر هستم بیایی بهترین

یاد آغوش تو و آن بوسه های لعنتی

یاد گرمای نگاهت ، یاد عشق آتیش

چشمهای ناز تو آرامش جان من است

عشق یعنی روی ماهت ،اولینی آخرین

طاهر ابرقویی _ شب بو

برچسب: نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 5:56


این عید برایم چو شب تیره و تار است
جانان تو کجایی که دگر ماه ندارم
#طاهر_ابرقویی_شب بو

برچسب: نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 5:56

طوفان عشق تو عجب ویرانه ام نمود
انگار در به خلوت بیداری ام گشود

چشمان پر صلابتت چون تیر بر کمان
انگار در هوای تو قلبم غزل سرود

دورم ز تو عزیزکم اما کنارمی
دستان گرم و ناز تو مهر از دلم ربود

در بیشه خیال خود هر روز با تو ام
اما دگر تو نیستی ، یک مبل ، یاد و دود

در انتظار دیدنت اینجا نشسته ام
میمانم و میسوزم و اما بیا تو زود

#طاهر_ابرقویی_شب بو

برچسب: نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 5:56

صفحه بندی